ترجمه "circulation" به فارسی

تیراژ, دوران, گردش بهترین ترجمه های "circulation" به فارسی هستند.

circulation noun دستور زبان

The act of moving in a circle, or in a course which brings the moving body to the place where its motion began. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیراژ

    The extent to which anything circulates or is circulated

    It is the most widely circulated magazine on earth, with a circulation of 42,182,000 copies each issue.

    همچنین بیشترین تیراژ مجلّه را در جهان داراست که تیراژ آن در هر شماره برابر با ۴۲٬۱۸۲٬۰۰۰ است.

  • دوران

    noun
  • گردش

    noun

    Thus money in circulation drops, and price escalation quietens down.

    به این ترتیب، پول در گردش کم میشود و نوسان قیمت فروکش میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • جریان
    • انتشار
    • پخش
    • چرخش
    • افشاندن
    • دورزنی
    • شمارگان
    • پراکنش
    • پرهونش
    • سیر
    • جریان شیره ی گیاهی
    • حرکت دوری
    • حرکت چرخشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circulation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "circulation" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "circulation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه