ترجمه "circulative" به فارسی
گرداننده, گردنده, انتشاردهنده یایابنده بهترین ترجمه های "circulative" به فارسی هستند.
circulative
adjective
دستور زبان
Promoting circulation; circulating. [..]
-
گرداننده
Yeah, it's the circulation system for the hospital.
سیستم گرداننده ی هوای بیمارستانه
-
گردنده
-
انتشاردهنده یایابنده
-
گردش کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circulative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circulative" با ترجمه به فارسی
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
گردش خون
-
رجوع شود به repeating decimal
-
دارائیهای جاری
-
گزارش کردن
-
انتشاردهنده · گرداننده
-
بار در گردش
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن