ترجمه "circulative" به فارسی

گرداننده, گردنده, انتشاردهنده یایابنده بهترین ترجمه های "circulative" به فارسی هستند.

circulative adjective دستور زبان

Promoting circulation; circulating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرداننده

    Yeah, it's the circulation system for the hospital.

    سیستم گرداننده ی هوای بیمارستانه

  • گردنده

  • انتشاردهنده یایابنده

  • گردش کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circulative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "circulative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "circulative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه