ترجمه "circulator" به فارسی
انتشاردهنده, گرداننده بهترین ترجمه های "circulator" به فارسی هستند.
circulator
noun
دستور زبان
A person or thing that causes something to circulate [..]
-
انتشاردهنده
-
گرداننده
passive non-reciprocal three- or four-port device, in which a microwave or radio frequency signal entering any port is transmitted to the next port in rotation (only)
Yeah, it's the circulation system for the hospital.
سیستم گرداننده ی هوای بیمارستانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circulator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circulator" با ترجمه به فارسی
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
گردش خون
-
رجوع شود به repeating decimal
-
دارائیهای جاری
-
گزارش کردن
-
بار در گردش
-
انتقال غذا در جانوران · جريان خون · ديناميك خون · گردش خون · گردش خون مويرگ
-
در گردش در جریان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن