ترجمه "clairvoyant" به فارسی
روشن بین, روشن ضمیر, غیب بین بهترین ترجمه های "clairvoyant" به فارسی هستند.
clairvoyant
adjective
noun
دستور زبان
Able to foresee the future. [..]
-
روشن بین
adjective -
روشن ضمیر
-
غیب بین
-
ترجمه های کمتر
- غیب گو
- نهان بین
- وابسته به نهان بینی یا روشن ضمیری
- ژرف بین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clairvoyant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clairvoyant" با ترجمه به فارسی
-
بصیرت · روشن بینی · روشن ضمیری · غیب بینی · نهان بینی · ژرف نگری
-
بصیرت · روشن بینی · روشن ضمیری · غیب بینی · نهان بینی · ژرف نگری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن