ترجمه "clammy" به فارسی
تر و سرد, سرد و نامطلوب, مانند پوست ماهی یا صدف بهترین ترجمه های "clammy" به فارسی هستند.
clammy
adjective
دستور زبان
Cold and damp, usually referring to hands or palms. [..]
-
تر و سرد
-
سرد و نامطلوب
-
مانند پوست ماهی یا صدف
-
ناخوشایند (به خاطر تر و سرد بودن)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clammy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clammy" با ترجمه به فارسی
-
چسبانکی · چسبندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن