ترجمه "clamorously" به فارسی
بافریاد, مصرانه, باجیغ وداد بهترین ترجمه های "clamorously" به فارسی هستند.
clamorously
adverb
دستور زبان
In a clamorous manner. [..]
-
بافریاد
-
مصرانه
He was two months behind with his type writer, and the agency was clamoring for payment or for the return of the machine.
کرایهی ماشین تحریرش دو ماه عقب افتاد و مؤسسهی اجاره دهنده نیز مصرانه خواستار پرداخت کرایه یا بازگرداندن ماشین شده بود
-
باجیغ وداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clamorously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clamorously" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس : clamour) · (با سرو صدا) اعتراض کردن · آشوبیدن · بانگ · تعقیب قاتل · جیغ و داد · داد و فریاد · سرو صدا · سرو صدای بلند و مداوم · طلبیدن · طنین افکندن · غریو · غوغا · غوغا کردن · فغان · های و هوی · همهمه و اعتراض · هیاهو · هیاهو کردن
-
بلند و شکوه آمیز · غوغایی · فغان آمیز · همهمه آمیز · هیاهو آمیز · پر سرو صدا · پر صدا و اعتراض آمیز · پر هیاهو · پرغوغا
-
بانگ · تعقیب قاتل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن