ترجمه "clamoring" به فارسی

بانگ, تعقیب قاتل بهترین ترجمه های "clamoring" به فارسی هستند.

clamoring noun verb دستور زبان

Present participle of clamor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانگ

    noun

    Nothing could be more blood curdling than the clamor of that wild and desperate bell, wailing amid the shadows.

    هیچچیز مانند غریو این بانگ سرگشته و نومید که در ظلمات جزع میکرد منجمد کننده نبود.

  • تعقیب قاتل

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clamoring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "clamoring" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس : clamour) · (با سرو صدا) اعتراض کردن · آشوبیدن · بانگ · تعقیب قاتل · جیغ و داد · داد و فریاد · سرو صدا · سرو صدای بلند و مداوم · طلبیدن · طنین افکندن · غریو · غوغا · غوغا کردن · فغان · های و هوی · همهمه و اعتراض · هیاهو · هیاهو کردن
  • بلند و شکوه آمیز · غوغایی · فغان آمیز · همهمه آمیز · هیاهو آمیز · پر سرو صدا · پر صدا و اعتراض آمیز · پر هیاهو · پرغوغا
  • باجیغ وداد · بافریاد · مصرانه
اضافه کردن

ترجمه های "clamoring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه