ترجمه "clam" به فارسی

صدف دوکفهای, (جانورشناسی - انواع صدف های دوکفه ای که برخی در آب شیرین و برخی در آب شور زندگی می کنند) صدف, (عامیانه) آدم کم حرف بهترین ترجمه های "clam" به فارسی هستند.

clam adjective verb noun دستور زبان

A bivalve mollusk of many kinds, especially those that are edible; as, the long clam (Mya arenaria), the quahog or round clam (Venus mercenaria), the sea clam or hen clam (Spisula solidissima), and other species of the United States. The name is said to have been given originally to the Tridacna gigas, a huge East Indian bivalve. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صدف دوکفهای

    common name

  • (جانورشناسی - انواع صدف های دوکفه ای که برخی در آب شیرین و برخی در آب شور زندگی می کنند) صدف

  • (عامیانه) آدم کم حرف

  • ترجمه های کمتر

    • صدف دوکفه ای
    • صدف صیدکردن
    • صدف گیری کردن
    • محکم گرفتن
    • کم سخن
    • گوشت صدف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "clam"

عباراتی شبیه به "clam" با ترجمه به فارسی

  • (جانور شناسی) صدف خوراکی غلتابی (جنس های Mactra و Spisula)
  • کواهوگ
  • چاودر صدف
  • سوپ صدف خوراکی (دارای صدف و پیاز و سیب زمینی و گوشت خوک و شیر گاو و ادویه)
  • صدفهای نرم · صدفهای نرمتن دوکفهای
  • صدفهای خوراکی
  • (جانور شناسی) صدف پیسمو (Tivela stultorum که خوراکی و بومی کرانه های شنی کالیفرنیا و مکزیک است)
  • صدفهای نرم · صدفهای نرمتن دوکفهای
اضافه کردن

ترجمه های "clam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه