ترجمه "clumpy" به فارسی

دارای انباشتگی یا همفشردگی, سخت کاربرد (clumpish هم می گویند), سنگین و بی عرضه بهترین ترجمه های "clumpy" به فارسی هستند.

clumpy adjective دستور زبان

forming or tending to form clumps [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای انباشتگی یا همفشردگی

  • سخت کاربرد (clumpish هم می گویند)

  • سنگین و بی عرضه

  • ترجمه های کمتر

    • قلمبه دار
    • قلمبه سلمبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clumpy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "clumpy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه