ترجمه "collectible" به فارسی
انباشتنی, جمع کردنی, قابل وصول- دریافتنی- نقد شدنی بهترین ترجمه های "collectible" به فارسی هستند.
collectible
adjective
noun
دستور زبان
Worthy or suitable for collecting on historical/financial grounds, or for meeting a personal aesthetic: collectible stamps, collectible china, collectible Beatles memorabilia [..]
-
انباشتنی
-
جمع کردنی
-
قابل وصول- دریافتنی- نقد شدنی
-
مناسب برای گرد آوری (مانند تمبر قدیمی یا اشیای هنری)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collectible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collectible" با ترجمه به فارسی
-
جمع آوری منظم اطلاعات
-
در زمان فروش شناخت درآمد
-
کلیک کن وبردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن