ترجمه "collecting" به فارسی
انتخاب نمودن, برگزیدن, تجمع بهترین ترجمه های "collecting" به فارسی هستند.
collecting
noun
verb
دستور زبان
A hobby including seeking, locating, acquiring, organizing, cataloging, displaying, storing, and maintaining whatever items are of interest to the individual collector. [..]
-
انتخاب نمودن
-
برگزیدن
verb -
تجمع
nounMRA confirms small collections of blood throughout the white matter of Patrick's right hemisphere.
تجمع دسته هاي کوچک خون رو تاييد کرد ، MRA ( که از قلب و عروق صورت ميگيردMRIهمانند ) سراسر بخش سفيد نيمکره راستش
-
تراکم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " collecting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "collecting" با ترجمه به فارسی
-
جمع آوری منظم اطلاعات
-
در زمان فروش شناخت درآمد
-
کلیک کن وبردار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن