ترجمه "commandeer" به فارسی

(ارتش - به ویژه هنگام جنگ) مصادره کردن, (به زور) به خدمت ارتش درآوردن, (عامیانه) به زور گرفتن بهترین ترجمه های "commandeer" به فارسی هستند.

commandeer verb دستور زبان

To seize for military use [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش - به ویژه هنگام جنگ) مصادره کردن

  • (به زور) به خدمت ارتش درآوردن

  • (عامیانه) به زور گرفتن

  • ترجمه های کمتر

    • به خدمت اجباری فراخواندن
    • تصرف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commandeer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "commandeer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "commandeer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه