ترجمه "commemorating" به فارسی
یادبودی ترجمه "commemorating" به فارسی است.
commemorating
adjective
verb
Present participle of commemorate. [..]
-
یادبودی
adjectiveSo every year, June 16, we will commemorate
به همین دلیل هر سال در ۱۶ ژوئن، ما مجلس یادبودی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commemorating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commemorating" با ترجمه به فارسی
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
(تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود · بزرگداشت · وابسته به یاد بود یا بزرگداشت · یاد آورانه (commemoratory هم می گویند) · یادبودی
-
بزرگداشت · تذکر · مجلس تذکر · گرامیداشت · یاد · یادبود · یادگار
-
یاداوری کننده
-
نشان يادبودي
-
(تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود · بزرگداشت · وابسته به یاد بود یا بزرگداشت · یاد آورانه (commemoratory هم می گویند) · یادبودی
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
بزرگداشت · تذکر · مجلس تذکر · گرامیداشت · یاد · یادبود · یادگار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن