ترجمه "commemorator" به فارسی
یاداوری کننده ترجمه "commemorator" به فارسی است.
commemorator
noun
دستور زبان
A person who commemorates something [..]
-
یاداوری کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commemorator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commemorator" با ترجمه به فارسی
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
(تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود · بزرگداشت · وابسته به یاد بود یا بزرگداشت · یاد آورانه (commemoratory هم می گویند) · یادبودی
-
بزرگداشت · تذکر · مجلس تذکر · گرامیداشت · یاد · یادبود · یادگار
-
یادبودی
-
نشان يادبودي
-
(تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود · بزرگداشت · وابسته به یاد بود یا بزرگداشت · یاد آورانه (commemoratory هم می گویند) · یادبودی
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
بزرگداشت · تذکر · مجلس تذکر · گرامیداشت · یاد · یادبود · یادگار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن