ترجمه "commemoration" به فارسی
یادبود, گرامیداشت, بزرگداشت بهترین ترجمه های "commemoration" به فارسی هستند.
commemoration
noun
دستور زبان
The act of commemorating; an observance or celebration designed to honor the memory of some person or event. [..]
-
یادبود
nounand the Children's Museum is commemorating the lives that were lost
موزه بچه ها برای یادبود زندگی های است که از دست رفته است.
-
گرامیداشت
The commemoration usually takes place once a year on the anniversary of that event.
گرامیداشت اینگونه مناسبتها معمولاً فقط در روز سالگرد آن، یعنی یک بار در سال برگزار میشود.
-
بزرگداشت
In two weeks, we will celebrate Easter Sunday—commemorating the Savior’s triumph over death.
در دو هفته، عید پاک را جشن خواهیم گرفت—بزرگداشت پیروزی ناجی بر مرگ.
-
ترجمه های کمتر
- تذکر
- یادگار
- یاد
- مجلس تذکر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commemoration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commemoration" با ترجمه به فارسی
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
(تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود · بزرگداشت · وابسته به یاد بود یا بزرگداشت · یاد آورانه (commemoratory هم می گویند) · یادبودی
-
یادبودی
-
یاداوری کننده
-
نشان يادبودي
-
(تمبر یا لوحه و غیره) یاد بود · بزرگداشت · وابسته به یاد بود یا بزرگداشت · یاد آورانه (commemoratory هم می گویند) · یادبودی
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
-
(با جشن گرفتن و غیره) خاطره ی کسی یا چیزی را گرامی داشتن · بزرگداشت بر پا کردن · به یاد آوردن · یاد کردن · یاد کسی (یا چیزی را) زنده نگاه داشتن · یادبود کردن · یادبود گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن