ترجمه "commentate" به فارسی

(در رادیو و تلویزیون و غیره) مفسری کردن, تفسیر کردن, توضیح دادن و تقریظ نوشتن بهترین ترجمه های "commentate" به فارسی هستند.

commentate verb دستور زبان

To provide a commentary; to maintain a stream of comments about some event. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در رادیو و تلویزیون و غیره) مفسری کردن

  • تفسیر کردن

    verb
  • توضیح دادن و تقریظ نوشتن

  • ترجمه های کمتر

    • گزاره دادن
    • گزاره گری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commentate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "commentate" با ترجمه به فارسی

  • (رادیو و تلویزیون و غیره) گزارشگر · مراقب · مشاهده کننده · مفسر · مفسر رادیو یا تلویزیون · منقد ادبی · گزارشگر · گزارنده · گزاره گر
  • (بیشتر با: on یا upon) اظهار نظر کردن · (جمع) حواشی · (نادر) تفسیر و حواشی نوشتن · اظهار · اظهار نظر · بد گویی · تعبیر · تفسیر · تفسیر کردن · توضیح · توضیح دادن · حرف مفت · دری وری · رشته یادداشت · سخن چینی · سفرنگ · شایعات بیاساس · شایعه · شرح · عقیده · نظر · نظر دادن · نظریه- تفسیر- تذکر · وراجی · کامنت · گزاردن · گزارش رویداد · گزاره · گفته
  • نظر دادن در وبلاگها
  • اظهارنظرر · تقریظ نویسی
  • برچسب توضیحات برای وارد کردن توضیحات در منبع کد اچتیامال استفاده میشود. توضیحات توسط مرورگرها نادیده گرفته میشوند.
  • او نهایتاً تنها پس از آن این مسئله را بیشتر بررسی کرد که نخست یک نظر منفی دربارة «علم نرم» روانشناسی داد و دقت روشهای پژوهش روانشناسی را زیر سؤال برد.
  • علامت توضیح
  • (بیشتر با: on یا upon) اظهار نظر کردن · (جمع) حواشی · (نادر) تفسیر و حواشی نوشتن · اظهار · اظهار نظر · بد گویی · تعبیر · تفسیر · تفسیر کردن · توضیح · توضیح دادن · حرف مفت · دری وری · رشته یادداشت · سخن چینی · سفرنگ · شایعات بیاساس · شایعه · شرح · عقیده · نظر · نظر دادن · نظریه- تفسیر- تذکر · وراجی · کامنت · گزاردن · گزارش رویداد · گزاره · گفته
اضافه کردن

ترجمه های "commentate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه