ترجمه "commit" به فارسی
مرتکب شدن, سپردن, بد انجامیدن بهترین ترجمه های "commit" به فارسی هستند.
commit
verb
noun
دستور زبان
To give in trust; to put into charge or keeping; to intrust; to consign; -- used with to, unto. [..]
-
مرتکب شدن
verbto do; to perpetrate
The greatest sins in human history were committed in the name of love.
بزرگ ترین گناهان در تاریخ بشر به اسم عشق مرتکب شدن
-
سپردن
verbto entrust; to consign
-
بد انجامیدن
to do; to perpetrate
-
ترجمه های کمتر
- دربند کردن
- زندانی کردن
- ارتکاب
- كردن
- متعهد کردن
- (برای تصویب یا بررسی) ارجاع کردن
- (به امانت) سپردن
- (خواهی نخواهی) فرستادن
- اختصاص دادن
- به گردن گرفتن
- تحویل دادن
- تفویض کردن
- قول دادن
- متعهد شدن
- متهعد شدن
- محرمانه گفتن
- مقصر بودن
- مقید کردن
- واگذار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "commit" با ترجمه به فارسی
-
هزینه های ثابت تعهد شده
-
مقید به ، متعهد انجام کاری بودن
-
متعهد · مرتکب شده
-
تعهد
-
خودکشی کردن
-
تعهدات وبدهیهای احتمالی
-
ارتکاب
-
تعهد و الزام برای بودجه گذاری تعهد برای تعلق بودجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن