ترجمه "communicable" به فارسی
مسری, واگیردار, واگیر بهترین ترجمه های "communicable" به فارسی هستند.
communicable
adjective
دستور زبان
(of a disease) Able to be transmitted between people or species; contagious or catching [..]
-
مسری
adjectiveTo communicable diseases, it might be health clinics or mosquito nets.
برای بیماریهای مسری می تواند کلینیکهای سلامت یا پشه بندها باشد.
-
واگیردار
adjectiveAnd we've seen a new disease, not like the 30 novel emerging communicable diseases.
و شاهد پیدایش بیماری جدیدی، بسیار متفاوت از آن ۳۰ بیماری واگیردار جدید بوده ایم.
-
واگیر
As are these newly emerging communicable diseases,
همانگونه که این بیماری های واگیر دار جدید مانند ابولا، تب لهاسا، آبله ی میمونی،
-
ترجمه های کمتر
- پراکندنی
- ساری
- وراج
- گفتنی
- (اندیشه و خبر و غیره) انتقال پذیر
- (بیماری) مسری
- (قدیمی) پر حرف
- اظهار کردنی
- قابل ارتباط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " communicable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "communicable" با ترجمه به فارسی
-
(مسیحیت) کسی که در مراسم عشای ربانی شرکت می کند · (نادر) خبر کش · (نادر) درارتباط · خبر آور · در تماس · عضو رسمی کلیسا · کلیسارو
-
بيماريهاي مسري · بيماريهاي واگير · بیماریهای عفونی
-
ارتباط پذیری · قابلیت ارتباط
-
ارتباط پذیری · قابلیت ارتباط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن