ترجمه "communicability" به فارسی

ارتباط پذیری, قابلیت ارتباط بهترین ترجمه های "communicability" به فارسی هستند.

communicability noun دستور زبان

The quality of being communicable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتباط پذیری

  • قابلیت ارتباط

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " communicability " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "communicability" با ترجمه به فارسی

  • (مسیحیت) کسی که در مراسم عشای ربانی شرکت می کند · (نادر) خبر کش · (نادر) درارتباط · خبر آور · در تماس · عضو رسمی کلیسا · کلیسارو
  • (اندیشه و خبر و غیره) انتقال پذیر · (بیماری) مسری · (قدیمی) پر حرف · اظهار کردنی · ساری · قابل ارتباط · مسری · واگیر · واگیردار · وراج · پراکندنی · گفتنی
  • بيماريهاي مسري · بيماريهاي واگير · بیماریهای عفونی
  • (اندیشه و خبر و غیره) انتقال پذیر · (بیماری) مسری · (قدیمی) پر حرف · اظهار کردنی · ساری · قابل ارتباط · مسری · واگیر · واگیردار · وراج · پراکندنی · گفتنی
اضافه کردن

ترجمه های "communicability" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه