ترجمه "compatible" به فارسی
سازگار, همساز, هماهنگ بهترین ترجمه های "compatible" به فارسی هستند.
compatible
adjective
noun
دستور زبان
Capable of easy interaction. [..]
-
سازگار
Capable of easy interaction. [..]
This had given me a secret satisfactionwe were compatible physically, as well as all the other ways.
این به من خشنودی اسرار آمیزی داده بود ما از نظر فیزیکی سازگار بودیم، مانند دیگر چیزها.
-
همساز
adjectiveBut this new lifewell, it suggests that we're more genetically compatible than I'd thought.
اما این موجود جدید از لحاظ ژنتیکی همساز تر از اون چیزیه که فکر میکنم
-
هماهنگ
adjectiveim just saying that i think were very compatible
به نظرم ما خيلي هماهنگ هستيم
-
ترجمه های کمتر
- جور
- سازوار
- (در مورد دارو وحشره کش و غیره) آمیزش پذیر (بدون آن که اثر یکدیگر را خنثی کنند و یا مضر باشند و یا ماهیت خود را عوض کنند)
- (کامپیوتر) همجور (اجزاو نرم افزار و غیره که به کامپیوتر بخصوصی بخورد و بالعکس)
- (گیاه شناسی) پیوندپذیر (دو یا چند گیاه که با هم قابل پیوند زنی یا دگر گشنی باشند)
- آمیز پذیر
- مبادله پذیر
- هم مشرب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compatible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compatible" با ترجمه به فارسی
-
حالت سازگاری
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
عیب یاب سازگاری برنامه
-
بررسی کننده سازگاری
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
سازگاری برگشتی · سازگاری عقبرو
-
بطورسازگار
-
سازش · سازگاری · همسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن