ترجمه "compellable" به فارسی

مجبورکردنی, وادارکردنی بهترین ترجمه های "compellable" به فارسی هستند.

compellable adjective دستور زبان

Capable of being compelled or constrained.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجبورکردنی

  • وادارکردنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compellable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compellable" با ترجمه به فارسی

  • مطالعه موجه، مطالعه قانع کننده
  • شواهد موجه، شواهد قانع کننده
  • دلایل موجه، دلایل قانع کننده
  • (نادر) رجوع شود به appellation
  • (قدیمی - گله و غیره) به زور گردآوری کردن · ایجاب کردن · برانگیختن · به زور انجام دادن (یا به دست آوردن) · به عنف راندن · تحمیل کردن · جلب کردن · مجاب کردن · مجبور کردن · مجبورکردن · ملزم کردن · ناچار کردن · ناگزیر کردن · وادار کردن
  • (بیشتر در مورد رمان و نمایش و غیره) گیرا · (در مورد استدلال و غیره) مجاب کننده · آنچه که سخت تحت تاثیر قرار دهد · اجبار · الزام آور · برانگیزاننده · بسیار جالب · تحمیلگر · قانع کننده · وادار کننده
  • (بیشتر در مورد رمان و نمایش و غیره) گیرا · (در مورد استدلال و غیره) مجاب کننده · آنچه که سخت تحت تاثیر قرار دهد · اجبار · الزام آور · برانگیزاننده · بسیار جالب · تحمیلگر · قانع کننده · وادار کننده
  • (بیشتر در مورد رمان و نمایش و غیره) گیرا · (در مورد استدلال و غیره) مجاب کننده · آنچه که سخت تحت تاثیر قرار دهد · اجبار · الزام آور · برانگیزاننده · بسیار جالب · تحمیلگر · قانع کننده · وادار کننده
اضافه کردن

ترجمه های "compellable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه