ترجمه "compatriotic" به فارسی

مبنی برهم میهنی, هم میهن, هم وطن بهترین ترجمه های "compatriotic" به فارسی هستند.

compatriotic adjective دستور زبان

Of or relating to compatriots.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مبنی برهم میهنی

  • هم میهن

  • هم وطن

    noun

    What a good deed you did yesterday to our poor compatriot! ' said the princess.

    شاهزاده خانم گفت: دیروز واقعاً چه خدمتی به آن هم وطن بیچارهمان کردید!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compatriotic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compatriotic" با ترجمه به فارسی

  • هم میهن · هم وطن · هموطن · همکار
  • هم میهن · هم وطن · هموطن · همکار
  • هم میهن · هم وطن · هموطن · همکار
اضافه کردن

ترجمه های "compatriotic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه