ترجمه "compost" به فارسی

کمپوست, آمیزه, مخلوط بهترین ترجمه های "compost" به فارسی هستند.

compost verb noun دستور زبان

The decayed remains of organic matter that has rotted into a natural fertilizer [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمپوست

    organic matter that has been decomposed and recycled as a fertilizer and soil amendment

    Five are making compote which meant compost ,

    پنج نفرشان دارند کمپوت درست میکنند منظورش کمپوست یعنی کود گیاهی بود

  • آمیزه

  • مخلوط

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ترکیب
    • (برگ و فضولات گیاهی را) کود کردن
    • (کود ترکیبی( گیاهی و حیوانی
    • کود (به ویژه کودبرگ یا آمیزه ای از کود حیوانی و خاک)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compost " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "compost"

عباراتی شبیه به "compost" با ترجمه به فارسی

  • پوسانهای گلدانی · کمپوستهای گلدانکاری · کمپوستهای گلدانی
  • توالت کودساز
  • پوسانها · کمپوستها · کودهای بازیافته
  • پوسانسازی · کمپوستسازی
  • پوسانسازی · کمپوستسازی
اضافه کردن

ترجمه های "compost" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه