ترجمه "composting" به فارسی

کمپوستسازی, پوسانسازی بهترین ترجمه های "composting" به فارسی هستند.

composting verb

Present participle of compost. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمپوستسازی

    This house is special because they have a composting toilet

    این خانه بخاطر داشتن یک توالت کمپوستسازی که دائم مدفوع

  • پوسانسازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " composting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "composting" با ترجمه به فارسی

  • پوسانهای گلدانی · کمپوستهای گلدانکاری · کمپوستهای گلدانی
  • (برگ و فضولات گیاهی را) کود کردن · (کود ترکیبی( گیاهی و حیوانی · آمیزه · ترکیب · مخلوط · کمپوست · کود (به ویژه کودبرگ یا آمیزه ای از کود حیوانی و خاک)
  • توالت کودساز
  • پوسانها · کمپوستها · کودهای بازیافته
  • (برگ و فضولات گیاهی را) کود کردن · (کود ترکیبی( گیاهی و حیوانی · آمیزه · ترکیب · مخلوط · کمپوست · کود (به ویژه کودبرگ یا آمیزه ای از کود حیوانی و خاک)
اضافه کردن

ترجمه های "composting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه