ترجمه "conscious" به فارسی
دراو, آگاه, آگاهانه بهترین ترجمه های "conscious" به فارسی هستند.
conscious
adjective
noun
دستور زبان
alert, awake. [..]
-
دراو
-
آگاه
At the same time she was conscious of the fact that Sparsers eyes were upon her.
در عین حال آگاه بود که اسپارسر چشمهای خود را به او دوخته است.
-
آگاهانه
It made her various self conscious gestures and posings all the more entrancing.
زیر تأثیر این افکار به هیجان آمده بود و ادا و اطوار آگاهانه دختر در چشمش دلانگیزتر مینمود.
-
ترجمه های کمتر
- متوجه
- هشیار
- بهوش
- ملتفت
- باخبر
- بیدار
- محسوس
- دانسته
- مستشعر
- تعمدی
- عمدی
- قصدی
- آگاه از
- ذی شعور
- رجوع شود به self-conscious
- پسوند: آگاه [a race-conscious politicianسیاستمدار آگاه به مسایل نژادی ]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conscious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conscious" با ترجمه به فارسی
-
کیفیت – آگاه
-
ذهن خود آگاه
-
آگاه از
-
خجالتی · خود آگاه · زود آزرم · زود مچل · معذب · کم رو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن