ترجمه "conscript" به فارسی

سرباز وظیفه, بیگار, (برای سربازی) احضار کردن بهترین ترجمه های "conscript" به فارسی هستند.

conscript adjective verb noun دستور زبان

One who is compulsorily enrolled, often into a military service; a draftee. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز وظیفه

    noun

    Draftee

  • بیگار

  • (برای سربازی) احضار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (کارگر و سرمایه و ابزار را به زور) به خدمت دولت در آوردن
    • به خدمت نظام فراخواندن
    • بیگاری کشیدن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conscript " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conscript" با ترجمه به فارسی

  • سرباز وظیفه
  • سربازی
  • اجتماع · جمعاوری · خدمت وظیفه عمومی · سربازگیری · لیست اسامی · نام نویسی برای خدمت نظام وظبفه
اضافه کردن

ترجمه های "conscript" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه