ترجمه "consciousness" به فارسی
آگاهی, خودآگاهی, اطلاع بهترین ترجمه های "consciousness" به فارسی هستند.
consciousness
noun
دستور زبان
Subjective experience; experience. [..]
-
آگاهی
nounawareness
We just dismiss it out of our consciousness.
ما فقط آن را از آگاهی خودمان خارج میکنیم.
-
خودآگاهی
awareness [..]
There are no truly easy problems with consciousness.
مشکلی درباره خودآگاهی که حقیقتا کوچک و ساده باشد، وجود ندارد.
-
اطلاع
nounThat feeling was an intimate, familiar feeling, like a consciousness of hypocrisy, which she experienced in her relations with her husband.
همان احساس قدیم و آشنا که شبیه به اطلاع از دورویی در روابطش با شوهرش بود
-
ترجمه های کمتر
- هوشیاری
- هشیاری
- ذهن
- ضمیر
- شعور
- علم
- توجه
- اگاهی
- دانش
- بصیرت
- خاطر
- بهوشی
- دانستگی
- هش
- هشداری
- خبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consciousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consciousness" با ترجمه به فارسی
-
آگاهی اجتماعی · هشیاری اجتماعی
-
مسئله دشوار خودآگاهی · مسئلۀ دشوار آگاهی
-
آگاهی طبقاتی · تاریخ و آگاهی طبقاتی · سنخ گرایی · همبستگی طبقاتی
-
آگاهی جمعی
-
(ادبیات - بیان افکار و برداشت های شخصیت های داستان) خاطر نمایی
-
(روانشناسی) سیلان ذهن · روانگی آگاهی · سیال ذهن
-
آگاهانه · باداشتن گاهی · دانسته · هوشیارانه
-
آگاهی انگیزی (افزودن میزان آگاهی فرد نسبت به مسایل ویژه ی اجتماعی از راه شرکت در جلسات آموزشی و بحثی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن