ترجمه "consociation" به فارسی

اتحاد, مجمع, انجمن بهترین ترجمه های "consociation" به فارسی هستند.

consociation noun دستور زبان

Intimate union; fellowship; alliance; companionship; confederation; association; intimacy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتحاد

    noun
  • مجمع

    noun
  • انجمن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • معاشرت
    • شرکت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " consociation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "consociation" با ترجمه به فارسی

  • (نادر) · همدست کردن · همکار · همکاری کردن · همیاری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "consociation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه