ترجمه "consolatory" به فارسی
آرام بخش, تسلی آمیز, تسلی بخش بهترین ترجمه های "consolatory" به فارسی هستند.
consolatory
adjective
noun
دستور زبان
Which consoles. [..]
-
آرام بخش
One consolatory reflection upon her conduct had occurred to her at the first moment of the final rupture
در نخستین لحظه قطع رابطه نهانی با شوهر، احساسی آرام بخش در خصوص رفتارش به خاطر او خطور کرده بود
-
تسلی آمیز
-
تسلی بخش
This idea, consolatory in theory, I felt would be terrible if realised
حس کردم این فکر، که به ظاهر تسلی بخش است، اگر تحقق پیدا کند وحشت آور خواهد شد.
-
ترجمه های کمتر
- دلخوش کننده
- دلداری آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consolatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن