ترجمه "consultancy" به فارسی
مشاوره ترجمه "consultancy" به فارسی است.
consultancy
noun
دستور زبان
A consultant or consulting firm. [..]
-
مشاوره
nounYou'll make a lousy consultant when you're out of this line of work.
وقتيکه از حيطه کاريت خارج ميشي چه مشاوره هاي مزخرفي ميدي!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consultancy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consultancy" با ترجمه به فارسی
-
جلسه ی مشاوره (به ویژه جلسه ی مشورتی چند پزشک) · رایزنی · سگالش · شور · مذاکره · مشاوره · مشورت · همایش کنکاشی · همفکری · کنسولتاسیون · کنکاش
-
مشاوره ای · مشورتی · کنکاشی (consultatory هم می گویند)
-
مشورت کردن
-
(مهجور) مشورت · (مهجور) نقشه کشی کردن · اعطا کردن · بازگشت کردن به · درد دل کردن · رایزنی کردن · رجوع کردن به · سگالش · سگالش گری کردن · سگالیدن · شور · طرح ریزی کردن · مد نظر گرفتن · مراجعه کردن · مراجعه کردن به · مشاوره کردن · مشورت کردن · مورد ملاحظه قرار دادن · نظرخواهی کردن · نگاه کردن · همفکری کردن · پیروی کردن · کنکاش · کنکاش کردن
-
گروه مشاوره تحقیقات بینالمللی کشاورزی
-
یا هرواشم هنياعم
-
مشاور مدیریت
-
فقیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن