ترجمه "consultation" به فارسی
مشاوره, شور, مشورت بهترین ترجمه های "consultation" به فارسی هستند.
consultation
noun
دستور زبان
the act of consulting [..]
-
مشاوره
nounYou'll make a lousy consultant when you're out of this line of work.
وقتيکه از حيطه کاريت خارج ميشي چه مشاوره هاي مزخرفي ميدي!
-
شور
nounThe congress of Vienna consulted that crime before consummating its own.
کنگره وین . پیش از آنکه کار خود را به انجام رساند درباره این جنایت شور کرد.
-
مشورت
nounBefore you make a decision about your marriage, you should have a consultation with your parents.
قبل از آنکه تصمیمی راجع به ازدواجت بگیری بهتر است با پدرو مادرت مشورت کنی.
-
ترجمه های کمتر
- مذاکره
- رایزنی
- سگالش
- کنسولتاسیون
- کنکاش
- همفکری
- جلسه ی مشاوره (به ویژه جلسه ی مشورتی چند پزشک)
- همایش کنکاشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consultation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consultation" با ترجمه به فارسی
-
مشاوره ای · مشورتی · کنکاشی (consultatory هم می گویند)
-
مشاوره
-
مشورت کردن
-
(مهجور) مشورت · (مهجور) نقشه کشی کردن · اعطا کردن · بازگشت کردن به · درد دل کردن · رایزنی کردن · رجوع کردن به · سگالش · سگالش گری کردن · سگالیدن · شور · طرح ریزی کردن · مد نظر گرفتن · مراجعه کردن · مراجعه کردن به · مشاوره کردن · مشورت کردن · مورد ملاحظه قرار دادن · نظرخواهی کردن · نگاه کردن · همفکری کردن · پیروی کردن · کنکاش · کنکاش کردن
-
گروه مشاوره تحقیقات بینالمللی کشاورزی
-
یا هرواشم هنياعم
-
مشاور مدیریت
-
فقیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن