ترجمه "consult" به فارسی

مشورت کردن, سگالش, کنکاش بهترین ترجمه های "consult" به فارسی هستند.

consult verb noun دستور زبان

The act of consulting or deliberating; consultation; also, the result of consultation; determination; decision. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشورت کردن

    verb

    The camel driver was not a fighter, and he had consulted with seers.

    ساربان که اهل جنگ نبود، بارها با فالبینها مشورت کرده بود.

  • سگالش

  • کنکاش

  • ترجمه های کمتر

    • شور
    • سگالیدن
    • (مهجور) مشورت
    • (مهجور) نقشه کشی کردن
    • اعطا کردن
    • بازگشت کردن به
    • درد دل کردن
    • رایزنی کردن
    • رجوع کردن به
    • سگالش گری کردن
    • طرح ریزی کردن
    • مد نظر گرفتن
    • مراجعه کردن
    • مراجعه کردن به
    • مشاوره کردن
    • مورد ملاحظه قرار دادن
    • نظرخواهی کردن
    • نگاه کردن
    • همفکری کردن
    • پیروی کردن
    • کنکاش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " consult " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Consult
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشورت کردن

    The camel driver was not a fighter, and he had consulted with seers.

    ساربان که اهل جنگ نبود، بارها با فالبینها مشورت کرده بود.

عباراتی شبیه به "consult" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "consult" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه