ترجمه "convincement" به فارسی
الزام, محکومیت, اثبات بهترین ترجمه های "convincement" به فارسی هستند.
convincement
noun
دستور زبان
The act of convincing, or state of being convinced; conviction.
-
الزام
-
محکومیت
noun -
اثبات
nounNo, if we call them, it will take a half hour to convince them that we're not crackpots.
نه اگه بهشون زنگ بزنیم نیم ساعت طول میکشه تا اثبات کنیم! چت نیستیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convincement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "convincement" با ترجمه به فارسی
-
متقاعد · مجاب · محکوم · ملزم
-
قانع کننده · متقاعد کننده
-
کاربران با کمک میله های کشویی به شخصیت های مشخص و قانع کننده خود ( شخصیت های مورد نظرشان ) سرو شکل میدهند
-
باور انگیز · متقاعد کننده · مجاب کننده
-
متقاعد شدنی
-
(با استدلال) معتقد کردن · (با دلیل و برهان) قبولاندن · اعتقاد راسخ داشتن · باور داشتن · راضی کردن · راغب کردن · عقیده مند کردن · قانع کردن · متقاعد کردن · مجاب کردن · مطمئن کردن · معتقد بودن · هم اندیش کردن · هم رای کردن · پذیراندن · پذیرفتار کردن
-
متقاعد · مجاب · محکوم · ملزم
-
متقاعد · مجاب · محکوم · ملزم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن