ترجمه "convincing" به فارسی
متقاعد کننده, باور انگیز, مجاب کننده بهترین ترجمه های "convincing" به فارسی هستند.
convincing
adjective
verb
دستور زبان
Effective as proof or evidence. [..]
-
متقاعد کننده
adjectiveWe tell very convincing stories, we slightly shrug our shoulders.
ما داستان بسیار متقاعد کننده ای را میگوئیم ،و کمی شانه هایمان را بالا میاندازیم.
-
باور انگیز
-
مجاب کننده
Your beloved father was pretty convincing.
پدر عزيزت خيلي مجاب کننده بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convincing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "convincing" با ترجمه به فارسی
-
متقاعد · مجاب · محکوم · ملزم
-
قانع کننده · متقاعد کننده
-
کاربران با کمک میله های کشویی به شخصیت های مشخص و قانع کننده خود ( شخصیت های مورد نظرشان ) سرو شکل میدهند
-
متقاعد شدنی
-
اثبات · الزام · محکومیت
-
(با استدلال) معتقد کردن · (با دلیل و برهان) قبولاندن · اعتقاد راسخ داشتن · باور داشتن · راضی کردن · راغب کردن · عقیده مند کردن · قانع کردن · متقاعد کردن · مجاب کردن · مطمئن کردن · معتقد بودن · هم اندیش کردن · هم رای کردن · پذیراندن · پذیرفتار کردن
-
متقاعد · مجاب · محکوم · ملزم
-
متقاعد · مجاب · محکوم · ملزم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن