ترجمه "corporatist" به فارسی

صنف گرای, وابسته به نظام سیاسی متکی بر گروه های متشکل سیاسی که به ثبت رسیده و دارای شخصیت حقوقی هستند (مانند نظام فاشیستی در ایتالیا) بهترین ترجمه های "corporatist" به فارسی هستند.

corporatist adjective noun دستور زبان

The principles, doctrine, or system of corporative organization of a political unit, as a city or state. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صنف گرای

  • وابسته به نظام سیاسی متکی بر گروه های متشکل سیاسی که به ثبت رسیده و دارای شخصیت حقوقی هستند (مانند نظام فاشیستی در ایتالیا)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corporatist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "corporatist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه