ترجمه "cranium" به فارسی
جمجمه, كاسه سر, کاسه سر بهترین ترجمه های "cranium" به فارسی هستند.
cranium
noun
دستور زبان
The skull of a vertebrate. [..]
-
جمجمه
nounSnap rubber bands to create blunt force to the cranium.
کشيدن و ول کردن کش براي ضربه زدن به جمجمه
-
كاسه سر
-
کاسه سر
nounlook at the elongated cranium
به اين کاسه سر کشيده دقت کن
-
ترجمه های کمتر
- آهیانه
- کله
- (کالبدشناسی) جمجمه
- مخدان (brainpan هم می گویند)
- کاسه مغز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cranium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cranium"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن