ترجمه "crankiness" به فارسی

ناپایداری, سستی, وسواس بهترین ترجمه های "crankiness" به فارسی هستند.

crankiness noun دستور زبان

The state of being cranky [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناپایداری

  • سستی

  • وسواس

  • ترجمه های کمتر

    • مخالفت
    • دمدمی مزاجی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crankiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crankiness" با ترجمه به فارسی

  • (آدم) عجیب و غریب · (ماشین آلات) قراضه · (نادر) پرپیچ و تاب · (ناو دریایی یا هوایی)دارای احتمال چپه شدن · اخمو · از دسته در رفته · بدعنق · تلوتلو خور · خلق تنگ · زود خشم · عبوس · غیرطبیعی · غیرعادی · لکنته · لکنتو · نامتعادل · ناپابرجا · ناپایست · پرخمش · کج خلق · کج و کوله · کژ خوی
  • (آدم) عجیب و غریب · (ماشین آلات) قراضه · (نادر) پرپیچ و تاب · (ناو دریایی یا هوایی)دارای احتمال چپه شدن · اخمو · از دسته در رفته · بدعنق · تلوتلو خور · خلق تنگ · زود خشم · عبوس · غیرطبیعی · غیرعادی · لکنته · لکنتو · نامتعادل · ناپابرجا · ناپایست · پرخمش · کج خلق · کج و کوله · کژ خوی
اضافه کردن

ترجمه های "crankiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه