ترجمه "crankle" به فارسی
تاباندن, خماندن, (قدیمی) خم کردن بهترین ترجمه های "crankle" به فارسی هستند.
crankle
verb
noun
دستور زبان
a bend, twist or crinkle [..]
-
تاباندن
-
خماندن
-
(قدیمی) خم کردن
-
مچاله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crankle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن