ترجمه "crank" به فارسی
هندل, بازویی, غد بهترین ترجمه های "crank" به فارسی هستند.
crank
adjective
verb
noun
دستور زبان
A bent piece of an axle, or shaft, or an arm attached at right angles to the end of a shaft or wheel, used to impart a circular action to a wheel or other mechanical device and create power; also used to change circular into reciprocating motion, or reciprocating into circular motion. [..]
-
هندل
No, you just crank up the handle to power it up.
نه ، فقط کافيه تا هندل رو بچرخوني تا روشن شه
-
بازویی
-
غد
-
ترجمه های کمتر
- لنگ
- لکنته
- ناپایست
- نوابیغ
- هوسبازی
- کژخوی
- کژدست
- بوالهوسی
- خمش
- پراشتیاق
- نامتعادل
- خمیدگی
- بدعنق
- سرزنده
- لج
- بازو
- قهر
- افراط
- پرشور
- تاب
- (با هندل زدن) روشن کردن
- (برای به کار انداختن موتور) چرخاندن 1
- (عامیانه) آدم عجیب و غریب
- (قدیمی) کژی
- (ماشین آلات) زهوار دررفته
- (محلی) سرحال
- (مهجور) پیچ و تاب خوردن
- (مکانیک) به شکل لنگ (یا میل لنگ یا کژدست) درآوردن
- (مکانیک) به کار انداختن یا راندن (به کمک لنگ یا کژدست)
- (مکانیک) لنگ (میله ی کجی که حرکت چرخشی را به حرکت پس و پیش تبدیل می کند یا بالعکس)
- (نادر) هوس
- (نادر) ویژگی (در طرز حرف زدن یا اندیشه و غیره)
- (نادر) کژدست دار (یا میل لنگ دار) کردن
- (ناو دریایی و هوایی) دارای احتمال چپه شدن
- آدم غد
- آدم کج خلق
- تلوتلو خور
- خودرای و لجوج
- دارای بازویی کردن 0
- دسته ی محور
- رفتارعجیب و غریب
- زیاده روی
- زیگ زاگ رفتن
- شل و ول
- هرز ولرزان
- هندل زدن
- پیچیدگی- هندل
- کوته فکر و خودرای
- کیک میوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Crank
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Crank" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crank در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "crank" با ترجمه به فارسی
-
مکانیک خودرومیمیل · میل لنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن