ترجمه "credence" به فارسی

اعتماد, باور, اعتقاد بهترین ترجمه های "credence" به فارسی هستند.

credence verb noun دستور زبان

Acceptance of a belief or claim as true, especially on the basis of evidence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتماد

    noun

    he made up his mind to attach full credence to them, from that time forth.

    تصمیم گرفت از آن پس همواره به گفتههای کودک اعتماد کامل داشته باشد.

  • باور

    noun

    You've staged an elaborate hoax to give credence to a delusion which is starting to fall apart.

    يه شوخي ماهرانه با جزئيات زياد درست كردي تا... توهمي كه درحال فروريختنِ باور پذير كني.

  • اعتقاد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پذيرش
    • استوارنامه (فقط در این عبارت letters of credence)
    • اعتقاد (به حرف یا گواهی دیگری)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " credence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "credence" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "credence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه