ترجمه "credential" به فارسی

اعتبارنامه, (معمولا جمع) استوارنامه (letters of credence و letters credential هم می گویند) اعتبارنامه, (نادر) اعتبارآور بهترین ترجمه های "credential" به فارسی هستند.

credential adjective verb noun دستور زبان

of, pertaining to or entitling to credit or authority [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اعتبارنامه

    noun

    All visitors must display appropriate credentials at all times.

    همه ی بازدیدکنندگان باید تمام وقت اعتبارنامه مناسب از خود نشان دهند

  • (معمولا جمع) استوارنامه (letters of credence و letters credential هم می گویند) اعتبارنامه

  • (نادر) اعتبارآور

  • ترجمه های کمتر

    • استوار نامه
    • استوارنامه (یا مدارک دال برصلاحیت و تحصیل وغیره) دادن به
    • اعتبار نامه
    • باورانگیز (آنچه که موجب اعتبار یا باور یا اطمینان گردد)
    • سند رسمی
    • صلاحیت دهنده
    • مدارک (دال بر تحصیلات یا صلاحیت و غیره)
    • گواهی نامه
    • گواهینامه – اعتبار نامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " credential " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "credential" با ترجمه به فارسی

  • استوار نامه · اطلاعات شناسایی کاربر · اعتبار نامه · اعتبارنامه · سند رسمی · گواهی نامه
  • تعیین صلاحیت متخصصان
  • مدیر اطلاعات کاربر
اضافه کردن

ترجمه های "credential" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه