ترجمه "credent" به فارسی
باوردار, (مهجور) باور کردنی, (نادر) معتقد بهترین ترجمه های "credent" به فارسی هستند.
credent
adjective
دستور زبان
(obsolete) gullible [..]
-
باوردار
-
(مهجور) باور کردنی
-
(نادر) معتقد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " credent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن