ترجمه "creature" به فارسی
جانور, مخلوق, آفریده بهترین ترجمه های "creature" به فارسی هستند.
(archaic, chiefly literary and philosophy) Alternative spelling of creature. [..]
-
جانور
nounThe fevered life of myriads of creatures swelled and flowed through the peace of inanimate Nature.
در این آرامش طبیعت، زندگی تب آلود دهها هزار جانور مانند رودی لبریز در جریان بود.
-
مخلوق
nounAs for the three poor creatures who inhabited Corinthe, no one knew what had become of them.
اما سه مخلوق بیچارهیی که در کور نت سکونت داشتند، کسی نمیدانست که چه شدهاند.
-
آفریده
nounAll of God's creature are perfect just the way he made them.
تمام آفریده های خدا در راهی که بوجود اومدن ، بی نقصن
-
ترجمه های کمتر
- حیوان
- جانوری
- جانداران
- حیوانی
- بشر
- دام
- جاندار
- (لحن ترحم آمیز یا تحقیرآمیز و غیره) انسان
- حس و حرکت
- حیوان (به ویژه اسب)
- دست نشانده
- موجود (عجیب و غریب مثلا از فضا)
- موجود تصوری
- کسی یا چیزی که کاملا به دیگری وابسته و یا زیر سلطه ی آن باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " creature " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Creature (film)
"Creature" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Creature در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "creature" با ترجمه به فارسی
-
جانوران افسانهای
-
نیازمندی های زندگی · وسایل آسایش (مانند خوراک و پوشاک و مسکن)
-
جانور
-
جانوری · حیوانی