ترجمه "crimpled" به فارسی
چوروک خورده, چین دار بهترین ترجمه های "crimpled" به فارسی هستند.
crimpled
verb
simple past tense and past participle of [i]crimple[/i]
-
چوروک خورده
-
چین دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crimpled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crimpled" با ترجمه به فارسی
-
موجدار کردن · مچاله کردن · چروک کردن · چروکیده کردن · چین دار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن