ترجمه "crimpy" به فارسی
فرفری, مجعد, موجدار بهترین ترجمه های "crimpy" به فارسی هستند.
crimpy
adjective
دستور زبان
Having a crimped appearance; frizzly.
-
فرفری
-
مجعد
-
موجدار
-
ترجمه های کمتر
- چروکیده
- دارای فرهای ریز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crimpy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن