ترجمه "cross-town" به فارسی

سراسری, میان شهری, وابسته به سرتاسر شهر بهترین ترجمه های "cross-town" به فارسی هستند.

cross-town adjective

going or extending across a town or city; "the crosstown bus"; "crosstown traffic"

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سراسری

  • میان شهری

  • وابسته به سرتاسر شهر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cross-town " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cross-town" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه