ترجمه "crossbar" به فارسی
(جمع) فرمان دوچرخه, خط عرضی, خطوط هم راستا بهترین ترجمه های "crossbar" به فارسی هستند.
crossbar
noun
دستور زبان
The top tube of a bicycle frame. [..]
-
(جمع) فرمان دوچرخه
-
خط عرضی
noun -
خطوط هم راستا
-
ترجمه های کمتر
- دارای دیرک افقی کردن
- دیرک یا میله ی افقی (مثلا چوبه ی فوقانی دروازه ی فوتبال)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crossbar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن