ترجمه "crossness" به فارسی
خشم, بداخمی, تروشرویی بهترین ترجمه های "crossness" به فارسی هستند.
crossness
noun
دستور زبان
The state of being cross; mild anger [..]
-
خشم
nounMelanie did not even apologize for her crossness but went back to her sewing with small violence.
ملانی با کمی خشم کار دوخت را از سر گرفت، به خاطر بدخلقی خود حتی معذرت هم نخواست.
-
بداخمی
You and India are just as jumpy and cross as two old sticks.
تو ایندیا، مث آدمهای ابله بداخمی میکنی.
-
تروشرویی
-
کج خلقی
nounNor hast thou pleasure to be cross in talk.
یا از کج خلقی در صحبت لذت ببری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crossness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crossness" با ترجمه به فارسی
-
(نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) صلیب جنوبی (Crux هم می گویند)
-
(مدال نظامی کشورهای مشترک المنافع بریتانیا) صلیب ویکتوریا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن