ترجمه "crustiness" به فارسی
درشتی, تندی بهترین ترجمه های "crustiness" به فارسی هستند.
crustiness
noun
دستور زبان
The state of being crusty [..]
-
درشتی
-
تندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crustiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crustiness" با ترجمه به فارسی
-
بد ادا · بد خلق · ترشرو · خشن · دارای زخم زبان · رویه ای · پوسته دار · پوسته زا · پوسته مانند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن