ترجمه "crutch" به فارسی
پناه, ملجا, چوبدستی بهترین ترجمه های "crutch" به فارسی هستند.
crutch
verb
noun
دستور زبان
A device to assist in motion as a cane, especially one that provides support under the arm to reduce weight on a leg. [..]
-
پناه
noun -
ملجا
-
چوبدستی
-
ترجمه های کمتر
- کشال
- (برای پا شکسته ها و غیره) چوب زیر بغل
- (قدیمی - بدن انسان) کشاله
- (مانندلمچوب یا عصا) نگهداشتن
- استوار داشتن
- تکیه گاه
- عصای زیر بغل
- لمچوب (چوبی که بر آن می لمند یا تکیه می کنند)
- لمچوب مانند
- محل اتصال دو ران
- هر چیز شبیه به چوب زیر بغل یا لمچوب
- پشت و پناه
- پشتیبانی کردن
- چوب زیر بغل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crutch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "crutch"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن